نقدی بر نقاشی اثر نازنین نصیری

20160925-20160925-DSC_0044-Edit-2.jpgنقاشی، به نظر می‌آید که ریشه در دوگانگی نگاه شخص به خودش دارد. خط‌ها در بدن شاید، نشان از آزادگی بدن و روح از یک دیگر، دارند. آزادیی که با حرکت آرامِ وسوسه‌انگیز، خودش را باز آفرینی می‌کند. بدن شکننده‌ است. اما انگار که این شکنندگی فقط ظرافت است و رگه‌های تشکیل دهنده فیگور است که شخص را در خود نگاه داشتند.   خطوط گاهی از بدن جدا می‌شوند و انگار بدن را، هر چه که هست، به شکل لباسی می‌پوشند. جامه‌ای از نخی پویا و از جنس هر آنچه که بدن است. با صحبت با نقاش متوجه شدم که نگاه نقاش به خطوط، بند‌هایی فکری بودند که ما را اسیر خود کردند. اسیر افکارمان و کوته نگریمان.  پوست شخص از گردن مشخص است. به نظر تکه تکه می‌آید. مثل شکستگی‌های رس‌ها در صحرا.. و یا شاید شاخه‌های یک درخت است؟ آیا شخص شکسته است؟ آیا شخص اسیر شاخه‌های خود شده‌است؟

سایه فرد برروی پنجره افتاده. آیا این پنجره، واقعا پنجره است؟ یا آینه‌ای که «پنجره‌ای» به درون روح می‌گشاید؟ آیا این آینه نگاه شخص به خود است؟

اما به شکل دیگری نیز به نقاشی می‌شود نگاه کرد. به شکل شخصی که به دنبال پیدا کردن چیزی در خود است. چیزی که به راحتی قابل دیدن نیست یا شاید فراتر از آنست که دیده شود. شاید نقطه در بالای سر فرد، آن «چیز» باشد. اما به نظر می‌آید که فرد به جای اشتباهی نگاه می‌کند. شاید این نگاه، درونی پنداری مشکلات درونی باشد. آیا نقاش اشاره به درونفکنی مشکالتمان دارد؟‌ آیا نزدیکی ما به خودمان، مانع دیدن مشکل اصلی می‌شود؟ شاید باید قدمی به عقب، قدمی برداریم تا مشکلات را بهتر ببینیم و دوباره دنیا را از لنز ناظر ببینیم.

ولی شاید دلیل دیگری باشد که شخص خود را نمی‌بیند، شاید شخص برروی انعکاس خود سایه انداخته. شاید شخص با پشت کردن به نور، مانع دیدن خود شده و خود را در تاریکی دنیا گم کرده.

با نگاه به این نقاشی به خود، دوستی و دیگر دوستی فکر می‌کنم. آیا این نقاشی صحبت از عمیق‌ترین بحران‌های ناشی از ابهامات هویتی ما دارد؟

 

«روز دختر» رو بهتون تبریک نمی‌گم.

اغلب فمینیست‌هایی که می‌شناسم، شامل خودم، با روز دختر مخالفن. بنده با روز مرد و با روز زن هم مخالفم. تبریک یا تقبیح آدمی بخاطر جنسیتش؟
روز دخترکاملا توهین هست. چه دلیلی داره که حفظ باکرگی توسط یک شخص با اندام جنسی منتسب به زن، ارزش جشن گرفتن داشته باشه؟ باکرگی یک انتخابه. یک انتخاب کاملا شخصی که هیچ کسی نباید سرش تبریک یا تقبیح بشه. نه جنسیت، نه نداشتن سکس (یا داشتنش)، نباید جشن گرفته بشه.
این که شما زنی یا مردی یا پسری یا دختری یا هر چیز دیگه، دلیلی برای جشن نیست. آیا دستاورد شما به جنسیتتونه؟ اینه که چطور به دنیا اومدین؟
این که روز دختر رو جشن می‌گیریم، همونطوری که روز زن، مادر، یا مرد رو جشن می‌گیریم، فقط نشانه‌ی تقویت سکسیسم توی جامعست. چرا باید برای جنسیت‌ها روز جدایی رو جشن گرفت؟ آیا دلیلی جز تقویت جنسیت زدگی وجود داره که چیزی که نه دستاورد شخصی هست و نه انتخاب و نه دلیلی برای جشن گرفتن، جشن گرفته بشه؟

پیش از این در روز ۸ مارس (مارچ)، روز زن رو تبریک می‌گفتم و بهانه‌ای میدیدم برای باز ارائه دیدگاهم نسبت به تبعیض جنسی.
از این بابت عذر خواهم.
ازین به بعد نه روز مرد و نه روز زن، نه هیچ روزی که جنسیت‌زدگی رو تقویت کنه، نژاد پرستی یا هر گونه کلیشه‌ای رو، تبریک نمی‌گم و نخواهم گفت. و از همه کسانی که حتی ذره‌ای تحت تاثیر این اشتباه من بودن، تمامی انسان‌های روی زمین، عذرخواهم.

Facebook.com/amirography

نوار بهداشتی باعث خجالت نیست!

هر بار که برای خرید نوار بهداشتی به سوپر مراجعه می‌کنم، صاحب مغازه تا زمانی که خریدم کامل بشه، نوار بهداشتی رو قایم می‌کنه. و بعد هم در پلاستیک سیاه قرار می‌ده که مبادا آبروی من به خطر بیوفته. هیچ وقت بهش این اجازه رو نمی‌دم که نوار بهداشتی رو مخفی کنه.

چرا باید از نوار بهداشتی خجالت بکشم؟ چه دلیلی داره که از چیزی که به نیمی از مردم جهان، بالای ۳.۵ میلیارد نفر، یا روزانه آرامش می‌ده یا کمبودش رو دارن، خجالتبکشم؟ چرا از چیزی که کمک می‌کنه به فرد تا بهداشت بالاتری داشته باشه و دردی که بارها و بارها در طول زندگیش می‌کشه آروم بشه خجالت بکشم؟

نه پریود خجالت‌آور هست و نه نواربهداشتی. و اگر زنی رو دیدین که کمبود یکی رو داشت، بدونین که مشکلی در کار هست.

در ادامه از خودتون بپرسین که آیا باید «نوار بهداشتی» رو بخشی از حریم شخصی دونست؟

از نظر من فرد می‌تونه اینطور بدونه. اما اگر خریدش رو به نمایش بگذاره، احتمالا لطف بیشتری در حق جامعه کرده. چرا که اهمیت و ضرورت این وسیله‌ی مهم رو به نمایش گذاشته و برای افرادی که علم کافی ازش ندارن، ایجاد کنجکاوی می‌کنه.

ازتون دعوت می‌کنم تا ازین به بعد، هر بار که نوار بهداشتی خریدید، نه تنها مخفیش نکنید، بلکه به نمایش بگذارینش تا هم این ننگ‌انگاری شکسته بشه و هم اهمیت ابزارهای بهداشتی برای جامعه تبلیغ بشه.

Facebook.com/amirography

آیا بلاک کردن «توهین کنندگان» تغییری ایجاد می‌کند؟

بزرگمهر حسین‌پور، مرجع جدید تغییرات اجتماعی جدیدا با نامه‌ای (از قرار معلوم) از مردم خواسته تا در شبکه‌های اجتماعی مختلف افرادی رو که به فحاشی به شخصیت‌های خارجی و داخلی می‌پردازن بلاک کنن. و این رو روشی برای حل این معضل معرفی کرده.
مشکل بزرگ زمانی پیش میاد که سر تغییرات اجتماعی سراغ افرادی رفته می‌شه که زندگیشون رو با تمسخر دیگران می‌گذرونن. نه اشخاصی که متخصص این قضیه‌ان وسال‌های سال تحقیق کردن. این هم تاثیر دیگه‌ای از سلبریتی پرستی ماست.

اما بریم سر اصل مطلب:
زمانی که شما جمعیت بزرگی که شروع به توهین به شخصیت‌های دیگه می‌کنن (یا هر جمعیتی با عقیده‌ی x)‌ رو ایزوله می‌کنین، این افراد تمام دنیای اطرافشون رو افرادی مثل خودشون می‌گیرن. نرم اجتماعی این رفتار محسوب می‌شه براشون. و رقابت در انجام این کار بیشتر و گسترده‌تر می‌شه. زمانی که شما این افراد رو ایزوله کنین، این گروه رو تنبیه نکردین، بلکه فقط محیطی غنی‌تر از این رفتارهای ضداجتماعی براشون فراهم آوردین. اتفاقی که بعدش می‌افته اینه که این افراد تند‌تر و متعصبانه‌تر به این کارشون می‌پردازن. سازمان‌یافته‌تر اقدام می‌کنن و کارهای تند‌تری رو انجام خواهند داد.
پدیده‌ای که براتون توصیف کردم group polarization نام داره. پدیده‌ایه که وقتی دو گروه مخالف با هم، «افرادی که فحاشی می‌کنن» و «افرادی که مخالف این کارن»، نسبت به یکدیگر ایزوله می‌شن، اتفاق می‌افته. این پدیده به خوبی در روانشناسی اجتماعی تحقیق و نگارش شده.
در نتیجه وقتی شما بیاین و گروهی رو ایزوله کنین فقط به مشکل دامن زدین و اوضاع رو بدتر کردین.

اما راهکار چیه؟
راهکار خیلی سادست: الگوهای اجتماعی! تغییرات اصلی زمانی رخ می‌ده که افرادی که این کارها رو می‌کنن، افرادی رو ببینن که این کارها رو نمی‌کنن، و ببینن که نتیجه‌ی اجتماعی بهتری می‌گیرن. با فشار اجتماعی آوردن (نه از طریق ایزوله کردن بلکه) از طریق به بحث کشیدن (مسالمت آمیز) و نشون دادن کلامی عدم تاییدتون، این قضیه کاتالیز می‌شه. اما ایزوله کردن یک عده افراد، هیچ تغییر مثبتی رو باعث نمی‌شه.

اما اگر به کسی که ذره‌ای این مطالعات رو نداشته می‌خواین اعتماد کنین در حرکات اجتماعیتون،‌ مهمون من باشین.

facebook.com/amirography

ماه تولد و اسکیزوفرنی

گر فکر می‌کنین ماه تولد روی افکار شما تاثیر می‌گذاره درست حدس زدین. اگر در زمستان به دنیا اومدین احتمال اسکیزوفرنی داشتن شما بیشتر می‌شه.
ینطوری که مادر شما در سه ماه سوم تولدتون آنفولانزا می‌گیره. و آنفولانزا می‌تونه روی جنین شما و رشدش تاثیر بگذاره.
علت آنفولانزا هم در زمستون اینه که مردم بیشتر در فضای در بسته و نزدیک‌تر به هم زندگی می‌کنن و در نتیجه بیشتر ویروس انتقال پیدا می‌کنه.

البته توجه کنین که بیماری اسکیزوفرنی یک بیماری بی‌نهایت پیچیده هست. بیماریی که دلایل بیولوژیک، بایوکمیکال، نورولوژیک،‌ سایکولوژیک و سایکوپسولوژیک داره. افراد باید مبتلا به آسیب‌پذیری‌های ژنتیکال باشن تا ویروس بتونه چنین تاثیراتی بگذاره. برای همین هر مادری که عطسه کرد بچش اسکیزوفرنی نمی‌گیره.
facebook.com/amirography

انواع مینیمالیسم

مینمالیسم یا ساده‌گرایی، دیدگاهی در هنر و فلسفه‌ی زندگی روزمره هست که در طی زمان محبوبیت بیشتر و بیشتری بدست میاره. اما چیزی که شاید خیلی از شما ندونین اینه که مینیمالیسم گرایش‌های مختلفی داره. چطور؟ بزارین براتون توضیح بدم.

۱. مینیمالیسم تصویری:
شاید معروف‌ترین نوع مینیمالیسم، مینیمالیسم تصویری باشه. مینیمالیسم تصویری مینیمالیسمی هست که سادگی نویزهای تصویری رو می‌خواد. خونه‌های مینیمالیست اغلب تمام سفید هستند و اغلب مینیمالیست‌های لبلسی تمام سفید یا تمام سیاه را می‌پوشند. تا حد ممکن هر چیزی رو از جلوی چشم دور می‌کنن و تا حد ممکن سعی در تلطیف نگاه می‌کنن.

۲. مینیمالیسم ابزاری:
مینیمالیسم ابزاری گرایشی هست که تعداد «چیزهایی که داریم» رو کاهش می‌ده. به طور مثلا اگر من یک ماشین حساب، یک ساعت، یک دفترچه یادداشت و یک خودکار دارم، مینیمالیسم ابزاری از من می‌خواد که این‌ها رو دور بریزم و کارهام رو با یک گوشی هوشمند انجام بدم. اگر ممکن باشه کلا همون گوشی رو هم از زندگیم حذف کنم. افراد مینیمالیست ابزاری سعی در حداقل کردن چیزهایی می‌کنن که نیاز به مراقبت دارن.

۳. مینیمالیسم فضایی:
مینیمالیسم فضایی دیدگاهی شبیه دیدگاه مینیمالیسم ابزاری هست، با این تفاوت که افرادی که این نوع مینیمالیسم رو می‌پذیرن، خونه و فضایی که استفاده می‌کنن رو کاهش می‌دن و گاهی تا ۱۰ متر مربع می‌رسن. جنبش tinyhouse یکی از این گرایش‌هاست.

۴. مینیمالیسم منابعی:
این نوع مینیمالیسم مینیمالیسمی هست که به شدت داره رایج می‌شه. در این نوع مینیمالیسم سعی می‌کنیم که منابعی که استفاده می‌کنیم رو کاهش بدیم. مثلا از انرژی خورشیدی استفاده کنیم، مواد رو بازیافت کنیم و از تکنیک‌های DIY (خودت بساز) استفاده کنیم. غذاهایی رو بخوریم که منابع کمتری مصرف می‌کنن (تولیدات اقلیمی و پایدار، قطع یا کاهش مصرف گوشت و…) این تکنیک می‌تونه استفادمون از انرژی، پول و خیلی چیزهای دیگه رو کاهش بده و ما رو به یک صرفه جوی حرفه‌ای تبدیل کنه. (البته در صورتی که لازم باشه فرد خرید می‌کنه، اما به هر صورت سعی می‌کنه که این کار رو کاهش بده.)

۵. مینیمالیسم ذهنی:
نوع دیگه‌ای از مینیمالیسم، مینیمالیسم ذهنیه که درش ما سعی می‌کنیم که چیزهایی که ذهنمون رو درگیر می‌کنن رو تا حداکثر کاهش بدیم. به طور مثال اگر من وسایل زیادی دارم که مرتب کردنشون خیلی ذهنم رو درگیر می‌کنه یا شخصی رو استخدام می‌کنم که این کار رو برام بکنه یا این وسایل رو دور می‌ریزم. یا مثلا اگر تایپ کردن در موبایل وقت زیادی از من می‌گیره، از دفترچه یادداشت استفاده می‌کنم. یکی از نبوغ این شیوه مینیمالیسم استفاده از خواسته‌ی مغز برای تبدیل فعالیت‌ها به عادت‌هاست. در واقع اگر مثلا من قراره هر روز وبلاگ بنویسم، سعی می‌کنم این کار رو تبدیل به عادت کنم. تا بدون این که فکرم درگیر بشه، شروع به انجام این کار کنم. یا زمانی که می‌خوام تغذیم رو کاهش بدم، این رو نه به صورت یک برنامه رژیمی، بلکه به صورت تبدیل مقدار غذایی که می‌خورم به مقداری کمتر که ذهنم رو درگیر نکنه، این کار رو می‌کنم. در این سیستم ممکنه از فرآیند‌های سیستمی متنوع ولی انعطاف‌پذیر استفاده بشه.

۶. مینمیالیسم ساختاری:
در این نوع مینیمالیسم سعی می‌کنیم تا حداکثر جایی که ممکنه همه چیز رو لخت نگه‌داریم. مثلا در ساختمون از بتن لخت (بدون پوشش) و بیرون ریختن تاسیسات استفاده می‌کنیم. این مینیمالیسم خیلی از فرایندها رو ساده‌تر می‌کنه. مثلا تعمیرات یا یادگیری مکانیک یک چیز. همچنین برای نشان‌دادن صداقت هم استفاده می‌شه.

نمی‌شه همزمان همه‌ی این گرایش‌ها رو با هم انتخاب اول کرد، چرا که مثلا فرض کنید که مینمیالیست تصویری بشین. در اینجا شما نمی‌تونین مینیمالیست ذهنی تمام عیار باشین. چون ذهنتون مرتب درگیر تمیز کردن و تمیز نگه‌داشتن سفیدی‌ها خواهد شد.
اما کاری که می‌شه کرد اینه که بیایم و اولویت بندی کنیم. مثلا من مینیمالیست ذهنی رو به مینیمالیست ابزاری ترجیح دادم. در نتیجه بجای استفاده از ساعت گوشی، از ساعت مچی استفاده می‌کنم، چون هر بار که می‌خوام ساعت رو نگاه کنم، باید دستم رو ببرم توی جیبم، با استرس از دستم سر نخوردن گوشیم رو در بیارم، استرس نداشته باشم که (مثل اون دفعه) گوشیم رو بقاپن، دکمه رو فشار بدم و روی صفحه ساعت رو نگاه کنم و همه‌ی این فرآیند‌ها رو برعکس دنبال کنم تا بزارم توی جیبم. اما مثلا ده‌ها خودکار و روان‌نویس و … رو دور ریختم و بجاش یک خودنویس گرفتم. حالا خودنویس خوبیش اینه که دیگه منابعی مثل پلاستیک برای بدنه قلم هدر نمی‌ره و هر بار که جوهرش تموم شد، می‌تونم جوهر ارزون و با کیفیتم رو توی خودنویسم پمپ کنم. و هیچ‌چیزی رو لازم نباشه دور بریزم.

تحصیل بیشتر زنان در دانشگاه‌ها

متاسفانه با توجه به این که در جامعه ما، مثل تمامی جوامع دیگه، کلیشه‌های جنسیتی در حوزه‌ی فعالیت‌های تحصیلی و کاری نقش بسیار کلیدیی بازی می‌کنه، در حال حاضر «دخترها» به سمت علوم انسانی و دروس هنری رانده می‌شن در حالی که «پسر‌ها» به سمت دروس «فنی» و «مهارت‌های حرفه‌ای» کشیده می‌شن. در عین حال جامعه ایران هم مسیر جامعه آمریکا رو پیش داره می‌ره، یعنی با وجود تمام صحبت‌هایی که علیه تحصیل «خانوم‌ها» می‌شه، اما فشار بالایی که بر روی «پسرها» وجود داره،‌ از سمت جامعه، مبنی بر ورود سریع‌تر به بازار شغل حرفه‌ای، که در طولانی مدت باعث می‌شه که انگیزه «پسرها» برای تحصیلات تکمیلی کاهش پیدا کنه. که طبعا الان کمی داریم نتایجش رو مشاهده می‌کنیم. متاسفانه با وجود این قضیه تغییری هم در وضعیت اشتغال «خانوم‌ها» به شکل مستقیم،‌ ایجاد نمی‌شه و باز هم تقریبا در اغلب کشورهای دنیا مقاوت بالایی بر روی اشتغال «خانوم‌ها» وجود داره. با این حال، این تغییر خالی از سود هم نیست.
این که در جامعه نگاهی به سمت تحصیل «خانوم‌ها» وجود داشته باشه، امکان این رو می‌ده که تحصیل بیشتر «خانوم‌ها»، که ارتباط بسیار بالایی با توسعه‌ی اقتصادی، اجتماعی و سلامتی داره، بیشتر پذیرفته بشه. و «دخترهای» بیشتری این مسیر رو ممکن بدونن. علاوه‌بر اون قشر تحصیل کرده سطح انتظار بیشتری رو دارن در نتیجه مطالبه‌ای که از سطح زندگی، و دسترسی به خدمات اجتماعی و از همه مهمتر، بازار کار دارن افزایش پیدا می‌کنه و یک قدم ما رو به این سمت بازار کار کمتر جنسیت‌زده بشه، پیش می‌ریم.